محمد حسين آخوندى
28
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى )
اما فلسفه با استفاده از اصل علّيت يا اصل عليّت و ابطال دور و تسلسل و يا اصالت وجود و تشكيك در وجود و ربط علّى به اثبات واجب الوجود و صفات او و در ادامه به عوالم ديگر ( عالم عقل - عالم مثال ) به سؤال در باب موجودات مجرد و واجب بالذات پاسخ مىدهد و در مورد عالم جسمانى آن را فطرى مىداند ؛ يعنى قضيه « الجسم موجود » از قضايايى است كه قياس آن هميشه همراه آن است و مىتوان قياس آن را بدين شكل تنظيم كرد كه : ما تأثير و تأثراتى از درون احساس مىكنيم ، مثل احساس سوزش ، سرما و درد ( در اثر ضربهاى از بيرون ) و در همه اين موارد درمىيابيم كه خود ما علت اين امور نبودهايم ؛ يعنى به اراده ما نبودهاند ، پس چيزى وراى « من » و « اراده من » لازم است ، و از طريق سنخيت بين علت و معلول مىتوان به پارهاى از ويژگىهاى اين مؤثر پىبرد . درواقع در اينجا از قانون عليت و سنخيت بين علت و معلول كمك گرفته شده است . « 1 » « 2 » فلسفه باعث مىشود كه ما پديدهها را با نگاهى ژرف بنگريم . بسيارى از مردم همهء حوادث را به همان ظاهر سطحى و سادهء مشاهده حسى مىشناسند ، ولى فيلسوف به تبيين حقيقت آن و علل و عوامل آن مىپردازد ؛ يعنى از پارهاى قوانين موجود در عالم ( قانون عليت ، سنخيت بين علت و معلول ، ضرورت علّى ، همبستگى نظام جهان ، عين ربط بودن همه عالم به حضرت حق ، حدوث تدريجى عالم جسمانى ، توحيد افعالى درباره حضرت حق ، كه همه آنچه در عالم حادث مىشود و تحقق مىپذيرد به اذن و اراده و مشيّت يك وجود مستقل و واجد همه كمالات وجودى است ) پرده برمىدارد و عمق و لايههاى پنهان عالم شهود و غير شهود را مىيابد و مىفهمد . « 3 » ديگر آنكه گاهى انسان گمان مىكند حوادث مشهود و محسوس را به همين شهود و حس ، تفسير و تبيين مىكند ، در حالى كه براى سادهترين مشاهداتش مثل « كتاب من روى ميز است » در درون خود چندين گزاره غير حسّى ( عقلى و فلسفى ) را به عنوان
--> ( 1 ) - ملا صدرا ، اسفار ، ج 4 ، ص 9 . ( 2 ) - آموزش فلسفه ، ج 1 درس 22 و ج 2 درس « مباحث الهيات بالمعنى الأخص » . ( 3 ) - مرتضى مطهرى ، مجموعه آثار ، ج 10 ، ص 321 - 322 و 325 .